سطح C1فعل

repräsentieren

[ʁepʁɛzɛnˈtiːʁən]

نمایندگی کردن

English: to represent

جدولِ کاملِ صرف repräsentieren در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل repräsentieren

حال
er repräsentiert
گذشته‌ی ساده
repräsentierte
پرفکت
hat repräsentiert
امری
repräsentiere! / repräsentiert!
  • ich repräsentiere
  • du repräsentierst
  • er/sie/es repräsentiert
  • wir repräsentieren
  • ihr repräsentiert
  • sie repräsentieren

جمله‌ی مثال با repräsentieren

  • Wir sind überzeugt, dass sie die Mehrheit repräsentieren.

    ما مطمئنیم که آن‌ها نماینده‌ی اکثریت هستند.

خانواده‌ی واژه

«repräsentieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.