سطح A1فعل

schlafen

[ˈʃlaːfn̩]

خوابیدن

English: to sleep

جدولِ کاملِ صرف schlafen در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل schlafen

حال
er schläft
گذشته‌ی ساده
schlief
پرفکت
hat geschlafen
امری
schlaf! / schlaft!
  • ich schlafe
  • du schläfst
  • er/sie/es schläft
  • wir schlafen
  • ihr schlaft
  • sie schlafen

جمله‌ی مثال با schlafen

  • Ich schlafe in der Nacht sehr gut.

    من در شب خیلی خوب می‌خوابم.

  • Das Baby schläft tief und fest.

    نوزاد عمیق و محکم می‌خوابد.

مترادف و متضاد

ترکیب‌های رایج با schlafen

  • auf dem Bauch/Rücken/der Seite schlafen
  • schlafen gehen
  • sich schlafen legen
  • bei offenem Fenster schlafen
  • miteinander schlafen
  • mit jemandem schlafen

«schlafen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.