[ˈtʁɔtl̩n]
گیج شدن، ول شدن
English: to dawdle, to be silly
جدولِ کاملِ صرف trotteln در همهی زمانها ←Die Schafe trotteten gemächlich über die Wiese.
گوسفندها بهآرامی از روی چمنزار گذشتند.
«trotteln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.