سطح C2فعل

unterordnen

مطیع کردن، فرمانبرداری کردن

صرف فعل unterordnen

حال
er ordnet unter
گذشته‌ی ساده
ordnete unter
پرفکت
hat untergeordnet
امری
ordne unter! / ordnet unter!
  • ich ordne unter
  • du ordnest unter
  • er/sie/es ordnet unter
  • wir ordnen unter
  • ihr ordnet unter
  • sie ordnen unter

جمله‌ی مثال با unterordnen

  • Ich kann mich nicht unterordnen.

«unterordnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.