سطح C1فعل

unterstellen

[ˌʊntɐˈʃtɛlən]

فرض کردن، نسبت دادن

English: to assume, to attribute

جدولِ کاملِ صرف unterstellen در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل unterstellen

حال
er unterstellt
گذشته‌ی ساده
unterstellte
پرفکت
hat unterstellt
امری
unterstelle! / unterstellt!
  • ich unterstelle
  • du unterstellst
  • er/sie/es unterstellt
  • wir unterstellen
  • ihr unterstellt
  • sie unterstellen

جمله‌ی مثال با unterstellen

  • Was willst du mir damit unterstellen?

    می‌خواهی به من چه اتهامی بزنی؟

ترکیب‌های رایج با unterstellen

  • mal unterstellt

خانواده‌ی واژه

«unterstellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.