[ˌʊntɐˈʃtɛlən]
فرض کردن، نسبت دادن
English: to assume, to attribute
جدولِ کاملِ صرف unterstellen در همهی زمانها ←Was willst du mir damit unterstellen?
میخواهی به من چه اتهامی بزنی؟
«unterstellen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.