سطح B2فعل

unterweisen

[ˌʊntɐˈvaɪ̯zn̩]

آموزش دادن، تعلیم دادن

English: to instruct, to train

جمله‌ی مثال با unterweisen

  • Der Ausbilder unterweist die neuen Mitarbeiter in Sicherheitsregeln.

    مربی به کارکنان جدید قوانین ایمنی را آموزش می‌دهد.

ترکیب‌های رایج با unterweisen

  • jemanden in etwas unterweisen

«unterweisen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.