سطح C1فعل

vergießen

[fɛɐ̯ˈɡiːsn̩]

ریختن، تلف کردن

English: to spill, shed

جدولِ کاملِ صرف vergießen در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل vergießen

حال
er vergießt
گذشته‌ی ساده
vergoss
پرفکت
hat vergossen
امری
vergieße! / vergießt!
  • ich vergieße
  • du vergießt
  • er/sie/es vergießt
  • wir vergießen
  • ihr vergießt
  • sie vergießen

جمله‌ی مثال با vergießen

  • Meine Schwester begann Tränen zu vergießen.

    خواهرم شروع به اشک ریختن کرد.

ترکیب‌های رایج با vergießen

  • Blut/Tränen vergießen

«vergießen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.