سطح B2صفت

vorzeitig

[ˈfoːɐ̯ˌt͡saɪ̯tɪç]

زودهنگام، پیش از موعد

English: premature, early

جمله‌ی مثال با vorzeitig

  • Wir haben das Kino vorzeitig verlassen.

    ما زودتر از موعد از سینما بیرون آمدیم.

ترکیب‌های رایج با vorzeitig

  • vorzeitig abbrechen

«vorzeitig» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.