سطح C2فعل

wegsperren

[ˈvɛkˌʃpɛʁən]

حبس کردن، زندانی کردن

English: to lock away, to imprison

جدولِ کاملِ صرف wegsperren در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل wegsperren

حال
er sperrt weg
گذشته‌ی ساده
sperrte weg
پرفکت
hat weggesperrt
امری
sperr weg! / sperrt weg!
  • ich sperre weg
  • du sperrst weg
  • er/sie/es sperrt weg
  • wir sperren weg
  • ihr sperrt weg
  • sie sperren weg

جمله‌ی مثال با wegsperren

  • Der gefährliche Verbrecher wurde weggesperrt.

    جنایتکار خطرناک زندانی شد.

ترکیب‌های رایج با wegsperren

  • Verbrecher wegsperren

«wegsperren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.