[ˈvɛkˌʃpɛʁən]
حبس کردن، زندانی کردن
English: to lock away, to imprison
جدولِ کاملِ صرف wegsperren در همهی زمانها ←Der gefährliche Verbrecher wurde weggesperrt.
جنایتکار خطرناک زندانی شد.
«wegsperren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.