سطح C2فعل

winkeln

[ˈvɪŋkl̩n]

زاویه دادن، کج کردن

English: to angle, to tilt

جدولِ کاملِ صرف winkeln در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل winkeln

حال
er winkelt
گذشته‌ی ساده
winkelte
پرفکت
hat gewinkelt
امری
winkel! / winkelt!
  • ich winkle
  • du winkelst
  • er/sie/es winkelt
  • wir winkeln
  • ihr winkelt
  • sie winkeln

جمله‌ی مثال با winkeln

  • Er winkelt den Arm an, um den Muskel zu zeigen.

    او بازویش را زاویه می‌دهد تا عضله را نشان دهد.

ترکیب‌های رایج با winkeln

  • den Arm winkeln

«winkeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.