سطح C2فعل

zanken

[ˈt͡saŋkn̩]

دعوا کردن، جر و بحث

English: to quarrel, to argue

جدولِ کاملِ صرف zanken در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل zanken

حال
er zankt
گذشته‌ی ساده
zankte
پرفکت
hat gezankt
امری
zank! / zankt!
  • ich zanke
  • du zankst
  • er/sie/es zankt
  • wir zanken
  • ihr zankt
  • sie zanken

جمله‌ی مثال با zanken

  • Hört auf zu zanken.

    دست از دعوا بردارید.

خانواده‌ی واژه

«zanken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.