سطح C2فعل

zerbröckeln

[t͡sɛɐ̯ˈbʁœkl̩n]

خرد شدن، فروپاشی

جمله‌ی مثال با zerbröckeln

  • Toms und Marias Ehe begann zu zerbröckeln.

«zerbröckeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.