سطح C2فعل

zubeißen

[ˈt͡suːˌbaɪ̯sn̩]

گاز زدن

English: to bite into

جدولِ کاملِ صرف zubeißen در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل zubeißen

حال
er beißt zu
گذشته‌ی ساده
biss zu
پرفکت
hat zugebissen
امری
beiß zu! / beißt zu!
  • ich beiße zu
  • du beißt zu
  • er/sie/es beißt zu
  • wir beißen zu
  • ihr beißt zu
  • sie beißen zu

جمله‌ی مثال با zubeißen

  • Ich wußte nicht, daß ein so kleiner Hund so kräftig zubeißen kann.

    نمی‌دونستم یه سگ این‌قدر کوچیک می‌تونه این‌قدر محکم گاز بگیره.

ترکیب‌های رایج با zubeißen

  • herzhaft zubeißen
  • kraftvoll zubeißen können

«zubeißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.