سطح C2فعل

zurückpfeifen

[t͡suˈʁʏkˌp͡faɪ̯fn̩]

عقب کشیدن، پس خواندن

English: to call back, to recall

جدولِ کاملِ صرف zurückpfeifen در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل zurückpfeifen

حال
er pfeift zurück
گذشته‌ی ساده
pfiff zurück
پرفکت
hat zurückgepfiffen
امری
pfeif zurück! / pfeift zurück!
  • ich pfeife zurück
  • du pfeifst zurück
  • er/sie/es pfeift zurück
  • wir pfeifen zurück
  • ihr pfeift zurück
  • sie pfeifen zurück

جمله‌ی مثال با zurückpfeifen

  • Der Trainer musste den Spieler wegen seines Fouls zurückpfeifen.

    مربی مجبور شد بازیکن را به خاطر خطایش عقب بکشد.

ترکیب‌های رایج با zurückpfeifen

  • den Hund zurückpfeifen
  • seine Gorillas/Schläger zurückpfeifen

«zurückpfeifen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.