[ˈt͡suːˌzɪçɐn]
اطمینان دادن
English: to assure, to guarantee
جدولِ کاملِ صرف zusichern در همهی زمانها ←Er sichert mir seine Hilfe zu.
او کمکش را به من اطمینان میدهد.
مترادف
«zusichern» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.