[ˈaʊ̯sn̩ˌzaɪ̯tə]
سطح بیرونی، رو
English: outside, exterior
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Außenseite | die Außenseiten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Außenseite | die Außenseiten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Außenseite | den Außenseiten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Außenseite | der Außenseiten |
Tom trägt die Innenseite seines Hemds als Außenseite.
تام لایهی داخلی پیراهنش را برعکس پوشیده است.
«Außenseite» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.