[ˈaʊ̯sn̩ˌzaɪ̯təʁɪn]
بیگانه، حاشیهای
English: outsider
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Außenseiterin | die Außenseiterinnen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Außenseiterin | die Außenseiterinnen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Außenseiterin | den Außenseiterinnen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Außenseiterin | der Außenseiterinnen |
Die Außenseiterin wurde von den anderen nicht akzeptiert.
آن زن حاشیهای توسط دیگران پذیرفته نشد.
«Außenseiterin» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.