[ˈaʊ̯sˌbɪldʊŋ]
دوره آموزشی حرفهای / کارآموزی حرفهای
English: vocational training, apprenticeship
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Ausbildung | die Ausbildungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Ausbildung | die Ausbildungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Ausbildung | den Ausbildungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Ausbildung | der Ausbildungen |
Ich mache eine Ausbildung zum Bäcker.
من در حال گذراندن دوره کارآموزی نانوایی هستم.
مترادف
«Ausbildung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.