[bəˈɡeːɐ̯]
خواهش، میل
English: desire, request
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Begehr | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Begehr | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Begehr | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Begehrs | — |
Sein Begehren nach Ruhm war unstillbar.
اشتیاق او به شهرت سیرابنشدنی بود.
«Begehr» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.