[bəˈɡiːsn̩]
آب پاشیدن، آبیاری کردن
English: to water, to sprinkle
جدولِ کاملِ صرف begießen در همهی زمانها ←Der Vertrag ist in trockenen Tüchern, also lasst uns das begießen.
قرارداد قطعی شده، پس بیایید جشن بگیریم.
«begießen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.