[ˈɡɛnzəˌhaʊ̯t]
مور مور شدن
English: goosebumps
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Gänsehaut | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Gänsehaut | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Gänsehaut | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Gänsehaut | — |
Ich habe eine Gänsehaut.
بدنم مور مور شد.
«Gänsehaut» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.