[ɡəˈʁɪçt͡sˌhoːf]
دادگاه
English: court of law
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Gerichtshof | die Gerichtshöfe |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Gerichtshof | die Gerichtshöfe |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Gerichtshof | den Gerichtshöfen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Gerichtshofs | der Gerichtshöfe |
Der Fall wurde vor dem Gerichtshof verhandelt.
پرونده در دادگاه بررسی شد.
«Gerichtshof» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.