[ɡəˈʃɛft͡sˌʁaɪ̯zə]
سفر کاری
English: business trip
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Geschäftsreise | die Geschäftsreisen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Geschäftsreise | die Geschäftsreisen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Geschäftsreise | den Geschäftsreisen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Geschäftsreise | der Geschäftsreisen |
Tom ist auf Geschäftsreise.
تام در سفر کاری است.
«Geschäftsreise» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.