[ˈɡlaʊ̯pˌvʏʁdɪçkaɪ̯t]
قابلیت اعتماد، اعتبار
English: credibility, plausibility
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Glaubwürdigkeit | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Glaubwürdigkeit | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Glaubwürdigkeit | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Glaubwürdigkeit | — |
Tom hat alle Glaubwürdigkeit verloren.
تام تمام اعتبارش را از دست داد.
«Glaubwürdigkeit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.