سطح C1اسم

das Glied

[ɡliːt]

عضو

English: limb, member

گرامر

آرتیکل
das
جمع
Glieder

صرفِ Glied در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)das Glieddie Glieder
Akkusativمفعولی (چه را؟)das Glieddie Glieder
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)dem Gliedden Gliedern
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)des Gliedesder Glieder

جمله‌ی مثال با Glied

  • Er hat sich am Glied verletzt.

    او به اندامش آسیب زد.

ترکیب‌های رایج با Glied

  • schwächste Glied der Kette
  • ins Glied zurücktreten

خانواده‌ی واژه

«Glied» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.