[ˈhʏftɡəˌlɛŋk]
مفصل ران
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Hüftgelenk | die Hüftgelenke |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Hüftgelenk | die Hüftgelenke |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Hüftgelenk | den Hüftgelenken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Hüftgelenks | der Hüftgelenke |
Vor zwei Jahren bekam der Patient ein künstliches Hüftgelenk.
«Hüftgelenk» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.