[ˈhuːfɡəˌtʁapl̩]
صدای سم اسب
English: clatter of hooves
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Hufgetrappel | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Hufgetrappel | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Hufgetrappel | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Hufgetrappels | — |
Das Hufgetrappel der Pferde war schon von weitem zu hören.
صدای سم اسبها از دور شنیده میشد.
«Hufgetrappel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.