[ˈklɛːɡɐ]
شاکی، خواهان
English: plaintiff, claimant
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Kläger | die Kläger |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Kläger | die Kläger |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Kläger | den Klägern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Klägers | der Kläger |
Wo kein Kläger, da kein Richter.
تا شکایت نباشد، قضاوتی هم نیست.
«Kläger» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.