[klaks]
مقدار کم، یک قلپ
English: small amount, dollop
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Klacks | die Klackse |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Klacks | die Klackse |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Klacks | den Klacksen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Klackses | der Klackse |
Die Chemieklausur war ein Klacks.
امتحان شیمی خیلی راحت بود.
«Klacks» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.