[ˈlaːmə]
لنگ، شل
English: lame person
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Lahme | die Lahmen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Lahmen | die Lahmen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Lahmen | den Lahmen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Lahmen | der Lahmen |
Der Lahme brauchte Hilfe beim Gehen.
آن لنگ برای راه رفتن به کمک نیاز داشت.
«Lahme» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.