[laˈkaɪ̯]
خواجه، نوکر
English: lackey, footman
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Lakai | die Lakaien |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Lakai | die Lakaien |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Lakai | den Lakaien |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Lakais | der Lakaien |
Mach’s selbst! Ich bin nicht dein Lakai.
خودت انجامش بده! من نوکر تو نیستم.
«Lakai» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.