[ˈpatzituaˌt͡si̯oːn]
بنبست، پات
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Pattsituation | die Pattsituationen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Pattsituation | die Pattsituationen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Pattsituation | den Pattsituationen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Pattsituation | der Pattsituationen |
Nach stundenlangen Gesprächen kam es in den Verhandlungen zu einer Pattsituation.
«Pattsituation» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.