[ˈpaʊ̯kn̩]
تقلا کردن، کوبیدن
English: to cram, to bang
جدولِ کاملِ صرف pauken در همهی زمانها ←Wir mussten für die Prüfung richtig pauken.
برای امتحان باید حسابی درس میخواندیم.
«pauken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.