[ˈʃɛːdɪɡʊŋ]
آسیب، صدمه
English: damage, harm
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Schädigung | die Schädigungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Schädigung | die Schädigungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Schädigung | den Schädigungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Schädigung | der Schädigungen |
Die Schädigung der Nerven führte zu Lähmungen.
آسیب اعصاب منجر به فلج شد.
«Schädigung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.