[ˈʃaːdn̩sʔɛɐ̯ˌzat͡s]
غرامت، خسارت
English: compensation, damages
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Schadensersatz | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Schadensersatz | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schadensersatz | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schadensersatzes | — |
Herr Smith verklagte sie auf Schadensersatz.
آقای اسمیت از آنها به خاطر خسارت شکایت کرد.
«Schadensersatz» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.