[ˈʃlʏsl̩ˌvɔʁt]
کلیدواژه
English: keyword
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Schlüsselwort | die wörter |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Schlüsselwort | die wörter |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schlüsselwort | den wörtern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schlüsselworts | der wörter |
Das Schlüsselwort für diese Aufgabe ist Geduld.
کلیدواژه این کار صبر است.
Das Schlüsselwort für die Suche ist 'Umwelt'.
کلیدواژه برای جستجو «محیط زیست» است.
«Schlüsselwort» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.