[ˈʃuːlˌmɛːtçən]
دختر مدرسهای
English: schoolgirl
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Schulmädchen | die Schulmädchen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Schulmädchen | die Schulmädchen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schulmädchen | den Schulmädchen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schulmädchens | der Schulmädchen |
Tom kicherte wie ein Schulmädchen.
توم مثل یه دختر مدرسهای خندهی ریز کرد.
«Schulmädchen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.