[ˈʃuːlˌt͡saɪ̯t]
دوران مدرسه
English: school days
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Schulzeit | die Schulzeiten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Schulzeit | die Schulzeiten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Schulzeit | den Schulzeiten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Schulzeit | der Schulzeiten |
In meiner Schulzeit ging ich oft fischen.
در دوران مدرسه اغلب به ماهیگیری میرفتم.
«Schulzeit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.