[ˈuːɐ̯ɡʁoːsˌfaːtɐ]
جد پدربزرگ
English: great-grandfather
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Urgroßvater | die Urgroßväter |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Urgroßvater | die Urgroßväter |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Urgroßvater | den Urgroßvätern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Urgroßvaters | der Urgroßväter |
Mein Urgroßvater lebt noch.
پدرِ پدربزرگم هنوز زنده است.
«Urgroßvater» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.