[ˈvaɪ̯çˌtaɪ̯lə]
بافت نرم
English: soft tissues
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Weichteile | die Weichteile |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Weichteile | die Weichteile |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Weichteile | den Weichteilen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Weichteile | der Weichteile |
Maria trat Tom in die Weichteile.
ماریا به تام لگد زد.
«Weichteile» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.