[ˈvaɪ̯dəˌlant]
مرتع، چراگاه
English: pasture, grazing land
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Weideland | die Weideländer |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Weideland | die Weideländer |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Weideland | den Weideländern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Weidelands | der Weideländer |
Die Kühe grasen auf dem weiten Weideland.
گاوها در مرتع وسیع میچرند.
«Weideland» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.